آیا زیاد یا کم به دخترها فکر می‌کنم؟

دختری در همسایگیتان هست که وقتی عصرها از مدرسه به خانه برمی‌گردید در کوچه مشغول بازی می‌بینید. وقتی به شما سلام می‌کند، احساس خاصی به شما دست می‌دهد، کمی دستپاچه می‌شوید و کف دست‌هایتان عرق می‌کند. وقتی شب برای خواب به تختتان می‌روید، آخرین فکرتان همیشه درمورد اوست. روزهای دیگر هم همینطور. با خودتان فکر می‌کنید، "چرا چنین احساسی دارید؟" احتمالاً از او خوشتان آمده است.

ممکن هم هست دوستتان درمورد دختری که فکر می‌کند خیلی خوشگل است، حرف بزند. کلی درمورد او و اینکه چقدر بامزه جوک تعریف می‌کند حرف بزند. این را هم می‌گوید که خیلی او را دوست دارد. شما فکر می‌کنید، "چرا من نمی‌توانم درمورد یک دختر اینطوری حرف بزنم و تعریف کنم؟ آیا اصلاً باید اینکار را بکنم؟"

هر پسری علایق خاص خودش را دارد و در دوران بلوغ بعضی از پسرها خیلی روابط دوستانه‌ای با دخترها پیدا می‌کنند و بعضی از آنها برای حرف زدن با دخترها دچار اضطراب می‌شوند. فکر کردن درمورد کسی که دوستش دارید یکی از اتفاقات عادی دوران بلوغ است. و اگر احساس می‌کنید که از هیچ دختری خوشتان نمی‌آید هم هیچ اشکالی ندارد. بالاخره یکی را پیدا می‌کنید که از او خوشتان بیاید.

اما چرا چنین احساسی دارید؟ هورمون‌هایی که در بدنتان وجود دارد فعال‌تر شده‌اند. درنتیجه، احساساتتان بیشتر شده است. این احساسات ممکن است سردرگمتان کنند یا حتی باعث ترستان شوند. این کاملاً طبیعی است زیرا وارد یک دوره جدیدی از زندگیتان می‌شوید.

حرف زدن با دوستتان یا یک بزرگتر مثل برادر یا خواهرتان کمک می‌کنند که کمتر گیج شوید. بزرگترها تجربه بیشتری نسبت به شما دارند و می‌توانند توصیه‌های خوبی به شما بکنند.

/ 0 نظر / 9 بازدید