مراحل تشکیل هویت یک ترنسکشوال

 1-مرحله اضطراب دائمی
بعضی از مشخصه های آن
- عدم تمرکز بر هویت جنسی و نارضایتی از جنسیت
بعضی از عکس العملها
-برتری و تمایل نسبت به فعالیتهای جنس مخالف و مصاحبت با آنها
 
2-مرحله سردرگمی در نشانه های اصلی هویت فردی و جنسی
بعضی از مشخصه های آن
-تردید های ابتدایی درباره مناسب بودن و داشتن نشانه های اصلی هویت جنسی
بعضی از عکس العملها
حالت انفعالی در هویت جنسی و راحتی در برقراری روابط جنسی
 
3-مرحله مقایسه خود با دیگران دررابطه با هویت فردی و جنسی
بعضی از نشانه های آن
-جستجو و سنجیدن دائمی هویت جنسی خود
بعضی از عکس العملها
-تجربه تغییر و عدم ثبات هویت
 
4-  مرحله کشف ترنسکشوالیسم و ترنسجندریسم
بعضی از نشانه های آن
- فرد یاد میگیرد که ترنسکشوالیسم وجود دارد
بعضی از عکس العملها
-برخورد تصادفی با مطالب حاوی ترنسکشوالیسم
 
5-مرحله سردرگمی در باره ترنسکشوالیسم و ترنسجندریسم که آیا من هم جز این دسته هستم یا نه
بعضی از علائم آن
- تردیدهای اولیه در رابطه با صحت ترنسکشوال بودن خود
بعضی از عکس العملها
-جستجوی بیشتر اطلاعات درباره ترنسکشوالیسم
 
6-مقایسه های هویتی درباره ترنسکشوالیسم یا ترنسجندریسم
بعضی از نشانه ها
-تست کردن و امتحان هویت ترنسکشوالی و عضویت در این گروهها
بعضی از عکس العملها
-شروع کردن به جداشدن از هویت فعلی و بروز هویت به عنوان یک ترنسکشوال
 
7-مرحله تحمل هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندری خود
بعضی از نشانه ها
-بروز هویت خود به عنوان یک ترنسکشوال احتمالی
بعضی از عکس العملها
-افزایش جداشدن از هویت قبلی و پیوند با هویت جدید خود
 
8-مرحله تاخیر قبل از پذیرش هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندری خود
بعضی از نشانه ها
-صبر برای تغییر شرایط و جستجو برای تاییدیه برای هویت ترنسکشوالی
بعضی از عکس العملها
-جستجو برای اطلاعات بیشتر در این باره و امتحان برقراری روابط صمیمانه
 
9-مرحله پذیرش هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندری خود
بعضی از نشانه ها
-یک هویت ترنسکشوالی بنا شده و محکم
بعضی از عکس العملها
-گفتن به باقی افراد درباره هویت ترنسکشوالی خود
 
10-مرحله تاخیر قبل از عمل
بعضی از نشانه ها
-عمیقتر شدن هویت ترنسکشوالی و حذف هویت جنسی قبلی خود و تلاش برای اجتماعی تر کردن خود
بعضی از عکس العملها
-کسب اطلاعات درباره عمل جراحی ...جمع کردن مبلغ عمل و مدیریت سیستم حمایتی افراد
 
11-مرحله عمل جراحی
بعضی از نشانه ها
-تغییر کامل هویت جنسی و آلات جنسی
بعضی از عکس العملها
-تغییر هویت در اسناد
 
12-مرحله قبول هویت در حین عمل جراحی
بعضی از نشانه ها
محکم شدن و بنا شدن هویت فرد در حین عمل
بعضی از عکس العملها
-زندگی موفق در حین و بعد از عمل جراحی
 
13-مرحله انسجام روحی و جسمی
بعضی از نشانه ها
-ترنس سکشوال بودن به صورت مخفی هست
بعضی از عکس العملها
-مدیریت هویت و تلاش برای بهبود هویت جدید
 
14-مرحله غرور و مباهات نسبت به هویت
بعضی از نشانه ها
-به طور شفاف و آزادانه در هویت جدید ابراز وجود میکنند
بعضی از عکس العملها
-دفاع از ترنس سکشوالیتی و ترنس ها
 

*****

مرحله اول
اضطراب دائمی
-------------------
اولین مرحله از چهارده قدم مدل تشکیل هویت ترنسکشوالها شامل حس اضطراب دائمی درباره هویت فردی و جنسی است.این احساس عبارتست از احساس ناراحتی در ایفای نقش اجتماعی و یا ممکن است بدن فرد به دنبال نشانه هایی از خاطرات سالهای اولیه زندگی باشد یا بخشهایی از بدن فرد با گذشت زمانهای طولانی و نه در وقت معین خود شروع به رشد کند.. بنا به گزارش اکثر ترنس سکشوالها این احساس اضطراب و نگرانی هویتی همیشه و طی سالیان دراز با آنها بوده حتا پیش از آنکه آنها بتوانند تشخیص دهند و یا تحلیل کنند که این مشکل چیست و چه چیزی باعث این ناراحتی شده...احتمالا بعد از مدتی برای آنها روشن شده که ریشه این اضطراب در هویت فردی آنها نهفته است و شروع این احساس زمانیست که آنها در معرض ارتباط با مردم قرار میگیرند و احساس میکنند در جای واقعی و صحیح قرار ندارند .. گرچه با گذشت زمان این احساس برایشان شفاف تر شده چرا که آگاه میشوند نحوه ارتباطات اجتماعی آنها مربوط به جنس مخالفشان است و انتظارات مردم از آنها در اجتماع غیر از رفتاریست که آنها ناخودآگاه از خود بروز میدهند....معمولا زنان تمایل به ابراز هویت مردانه و برقراری ارتباط با آنان را دارند و مردها علاقه مند به بودن با زنان و انجام تکالیف زنانه را دارند مثلن مردی 47 ساله ترنسکشوال از خاطرات خود چنین میگوید:
"من هیچ دوستی نداشتم...من با مردم راحت نبودم...تنها آشنایی معمولی اما منجر به دوستی نمیشدند..آنها را میدیدم با آنها صحبت میکردم اما اصلا با آنها راحت نبودم در رابطه با زنان نیز تقریبا به همین صورت بود و من احساس راحتی نداشتم و همیشه فکر میکردم و میدانستم مردم در ارتباط با من مشکلی دارند...من فکر میکنم مشکل از هویت من بود..."
این اضطراب دائمی میتواند به طول بیانجامد تا زمانی که امکان عمل را از فرد در اجتماع بگیرد ..خیلی از کسانی که با این مشکل روبرو هستند به مواد مخدره و الکل روی می آورند تا خود را از این اضطراب رها کنند و در بعضی افراد این اضطراب به حدی زیاد میشود که گاهی اوقات حتا به خودکشی منجر میشود! (ولی شما دوستان خودکشی ممنوع)
-----------------------------------------------------
مرحله دوم
سردرگمی درباره هویت اولیه خود
------------
یک واکنش درپی آگاهی از اینکه یک نفر با بقیه همجنسان خود مطابقت ندارد و شبیه نیست این خواهد بود که او از خود میپرسد آیا واقعا من متعلق به این جنس هستم؟ ... کودکان گاهی به آرامی متوجه این تفاوت ها خواهند شد و به طور آشکارا جار خواهند زد که آنها در هویت و جسم اشتباهی قرار دارند حال آنکه والدین و آموزگاران تمام تلاش خود را خواهند کرد که آنان را از این تفکر منصرف کنند چرا که تمام نشانه های اولیه هویت و جنسیت را در آنان مشاهده میکنند...این نوع فشار اجتماعی و روانی به این افراد کافیست تا آنها را از همان سالهای اولیه زندگی به یک بیخیالی دائمی دچار کند و یا این افکار و احساسات را در سنین رشد و بزرگسالی از دیگران مخفی نگاه دارد و یا حتا از خودشان! ...گرچه هنوز در ضمیر خودآگاه و ناخودآگاهشان به این امر معتقدند که "واقعا" و یا "شاید" متعلق به گروه جنس مخالف خود هستند...خیلی از کودکان به راحتی سخن گفتن در رابطه با این مسئله را قطع کرده فانتزی یک آینده متفاوت را برای خود میسازند و صبر میکنند برای بلوغی که متصور هستند برای خود...زمانی که بلوغ از راه میرسد و آنها تغییراتی را که برای خود تصور کرده بودند از راه نمیرسد و شکل ظاهری بدن آنها به طور دلخواه تغییر نمیکند به احتمال زیاد دچار افسردگی شدید و یا حتا خودکشی خواهد شد... یک ترنسکشوال 36 ساله درباره خاطرات خود چنین میگوید:
"از زمان دوازده سالگی تا کنون احساس میکردم در جسمی اشتباهی هستم و در سنین بلوغ نسبت به جنسیت خود بسیار ناراحت بودم..من در فعالیتهایم بسیار محدود بودم و برایم جسمی که در آن بودم معنا نداشت...در سنین 12 تا 18 سالگی من همیشه مشغول مصرف الکل بودم..."
در افراد بزرگسال این واکنشها و سردرگمیها با شدت بیشتری همراه است چرا که آنها بهتر و بیشتر از کودکان قوانین ایفای نقش و هویت خود را در اجتماع می آموزند و کمتر علاقه ای به صحبت درباره این مشکل خود را دارند..آنها متوجه این موضوع خواهند شد که ممکن است این ادعای سردرگمی برایشان لکه ننگی محسوب شود و آنها را دیوانه یا مریض خطاب کنند...در هر سنی حقایق اجتماعی و روانشناختی خیلی از ترنسکشوالها را مجبور خواهد کرد که خود را مطابق نورم جامعه نشان دهند حال آنکه در درون خود با تضادهایی روبرو هستند... یک ترنسکشوال 41 ساله از وضعیت خود میگوید:
"زمانی که به سن بلوغ رسیدم خیلی از مسئولیتها بر من تکلیف میشدند مانند ملاقات با مردها و وظایف دیگری که بر عهده یک زن است ..من سعی به انجام آنها داشتم نه بخاطر اینکه میخواستم ..به این خاطر که مجبور بودم و نمیخواستم کسی متوجه شود که من متفاوت از بقیه هستم و خیلی در آن مرحله تلاش کردم انتظاراتی را که دیگران از من داشتند برآورده کنم"
بنابراین حتا کسانی که به ظاهر بی نقص هستند ممکن است به طور پنهان دارای این اضطراب دائمی باشند
--------------------------------------
مرحله سوم
مقایسه درباره هویت فردی و جنسی
-----------------------
در این مرحله افراد معمولا این حقیقت را قبول میکنند که شرایط جسمی آنها بر هویتشان حاکم است و میکوشند راههایی را پیدا کنند که آنها را در مقابل انتظارات اجتماعی و نیازها و خواسته های شخصیشان راهنمایی کند...در طول این دوران افراد تلاش خواهند کرد راههای راحتتری را پیدا کنند که در عین زندگی در هویت فعلی خود خواسته های خود را که مربوط به هویت جنس مخالف است به دیگران برسانند و تفهیم کنند و بدین طریق بهتر بتوانند خود را با خواسته هایی که اجتماع از آنها دارد منطبق کنند...این مرحله شامل مقایسه هاییست که فرد میکوشد احساسات درونی خود را با انواع مختلف هویت ها و رفتارهای متغیر قیاس کند ...هویت هایی که شناخته شده برای جنس مخالف خود هستند مثلا مردهایی که رفتارها و ظاهری نسبتا زنانه برای خود میسازند یا زنانی که ظاهری مردانه از خود نشان میدهند....اگر بروز این هویت هاموفقیت آمیز بود آن هویت را برای مدتی کوتاه یا دائمی حفظ میکنند چرا که نتیجه آن برایشان این خواهد بود که در اجتماع به عنوان عضوی از یک گروه خاص شناخته خواهند شد اما اگر بروز این هویت موفقیت آمیز نبود آنها به دنبال مدلی دیگر خواهند بود و از خود میپرسند به راستی من که هستم ؟...اینگونه تلاشها برای پیدا کردن راحتی و آسایش میتواند اشکال گوناگونی داشته باشد..برای دخترها اجرای نقش یک دخترپسروار بسیار متداول است و کمتر مانعی بر سر راهشان است ..تا زمان بلوغ اکثر دخترها اجازه دارند که تجربه هایی پسرانه داشته باشند و در جامعه نیز پذیرفته هستند گرچه نقش دخترمردمآب و پسروار در سطح جهانی پذیرفته شده نیست و اما در سنین بلوغ به سرعت پسرانه رفتار کردن برای دختر غیرقابل قبول میشود و دخترانی که این رفتارها را ترک نکنند با موانعی در اجتماع روبرو خواهند شد...گرچه تعادل روانی دخترهایی که رفتارهای بسیار پسرانه دارند در اجتماع رفته رفته بر هم خواهد خورد چرا که آنها توسط بزرگسالان از سنین کم طرد خواهند شد...سلامت روانی آنها اکثر اوقات به خطر خواهد افتاد زمانی که میبینند در سنین بلوغ شرایط جسمیشان رو به زنانه شدن میرود......و اما پسرانی که میکوشند راهی بیابند تا مقداری زنانه رفتار کنند به هیچ عنوان در اجتماع پذیرفته شده نیستند که بتوانند در آن حضور بیابند...ایفای نقش زنانه از طرف مردان در اجتماع بسیار زننده محسوب شده و نتیجه ای جز تجاوز به هر نوع حق از حقوق آنها را در بر نخواهد داشت مخصوصا تجاوز فیزیکی از طرف مردان دیگر....از طرفی زنان ترنسکشوال ممکن است برای ادامه و پرورش شخصیت مردانه خود تلاش کنند...در خیلی جهات این حرکت آنها از طرف مردم بدین شکل معنا میشود که هویت آنها هویت یک لزبین با صفات مردانه است از این بابت خیلی از ترنسجندرهای زن به طور وسیعی همجنسگرایی و دوجنسگرایی را تجربه میکنند...زنانی که هویت مردانه را برای خود برمیگزینند به سرعت درخواهند یافت که زنان زیادی هستند و حتا مردانی که آنها را تحسین میکنند و برای صفات مردانه آنها بایشان شجاعت میبخشند...اما در همین حین لزبین های مردمآب فشارهای زیادی را از طرف جامعه متحمل میشوند...به عبارتی دیگر گرچه آنها به جهت دارا بودن صفات مردانه خود در روابط عشقی حمایت میشوند اما در روابط عادی اجتماعی خود به اندازه رفتار مردانه ای که از خود نشان میدهند مورد فشار قرار میگیرند...یک ترنسکشوال 33 ساله از خاطرات خود میگوید:
"من اسمم را تغییر دادم...موهایم را کوتاه کردم...لباسهای مردانه خریدم...از دیدگاه خود به عنوان یک مرد زندگی کردم اما باقی مردم هنوز من را یک زن میدانستند و آن هم یک زن بسیار عجیب و غریب...هیچکس نمیفهمید و من خودم هم این مساله را درک نمیکردم که چرا .... این یک ابراز هویت ناخودآگاه از شخصیت واقعی من بود"
به همین شکل مردان ممکن است روش زندگانی را برای خود اتخاذ کنند که در گروهها یا جوامعی بتوانند صفات ذاتی و زنانگی خود را به دیگران نشان دهند...همینطور اینچنین "تحلیل میشود" که تمام مردان همجنسگرا زن نما هستند...بعضی از آنها تلاش میکنند به عنوان یک همجنسگرا یا دوجنسگرا زندگی کنند ...بعضی اگر فضایی پیدا کنند نامهای زنانه برخود مینهند لباسهای زنانه میپوشند ...بعضی دیگر از ترنسکشوالهای مرد به دلیل شرایط زندگی با زیرکی و احتیاط بیشتری رفتار میکنند و کمتر رفتارهای زنانه از خود بروز میدهند....هتروسکشوالهای مرد همچنین ممکن است مبدل پوشی را کشف کرده ابتدا در خفا و سپس در اماکن عمومی این کار را انجام دهند تا نیازهای درونی خود را برآورده کنند...معمولا در سالهای اولیه تمرین این نوع پوشش در خفاست و همراه با برانگیختگی و اورگاسم خواهد بود... نعوظ و انزالی که مبدل پوشها احساس میکنند همراه و متقارن با رضایت سردرگمی و احساس شرم خواهد بود....برغم چنین احساسات ناسازگاری نعوظ و انزالی که از بابت این مبدل پوشی به آنها دست میدهد میتواند اطمینان زیادی از بابت مرد بودن به آنها بدهد و باعث استحکام هویت اولیه فردی و جنسی آنها برای سالیان دراز خواهد شد....بنابراین جنبه جنسی مبدل پوشی ممکن است به یک مرد اجازه دهد که اطمینان پیدا کند که او یک "مرد" است در حالی که میتواند به او این "اجازه را نیز بدهد" که او یک زن است! ....به رغم این مبدل پوشی بسیار قبیح به حساب می آید بنابراین کسانی که مایل به پیمودن این راه هستند ناراحتی های روحی و روانی زیادی را متحمل خواهند شد به دلیل اضطرابی که از به نمایش گذاشتن این احساس و مخالفت دیگران عاید آنها خواهد شد...هر کدام از این تکنیکها به کار گرفته خواهد شد که به افراد اجازه دهد که هویت اصلی خود را به نمایش بگذارند هر چند مقداری غیرعادی به نظرآید...به اندازه کسب مقدار موفقیت افراد ممکن است سالهای مختلفی در این مرحله باقی بمانند و کسانی که خود را ترنسجندر معرفی میکنند ممکن است دریافته باشند که توان این را دارند که مدتی طولانی از این گزینه ها استفاده کنند.
------------------------------------------
مرحله چهارم
کشف ترنسکشوالیسم یا ترنسجندریسم
---------------------
در زندگی بعضی افراد زمانی پیش خواهد آمد که خود را به عنوان یک ترنسکشوال یا ترنسجندر خواهند شناخت زمانی که برای اولین بار درخواهند یافت ترنسکشوالیسم و ترنسجندریم وجود دارد...بعضی از آنها وجود این پدیده را از سالهای اولیه عمر درخواهند یافت....اما برای اکثریت افراد این پدیده زمانی آشکار خواهد شد که سالیان دراز را با حس اضطراب دائمی سردرگمی هویتی و مقایسه هویتی سپری کرده باشند...برای بعضی از افراد دانش به اینکه ترنسکشوالیسم و یا ترنسجندریسم وجود دارد فرستاده شده از طرف خدا خواهد بود! و همراه با احساسی است که گویا سالهای زیادی آن را زیسته اند...برای اکثر مردم این شکل گیری این دانش و ادراک باعث شروع دور جدیدی از سردرگمی هویتی و مقایسه هویتی خواهد بود....یک ترنسکشوال 37 ساله کانادایی از تجربیات خود میگوید:
" من فکر کنم در حدود 17 سال داشتم....من علاقه مند به خبرنگاری بودم به همین دلیل به یک ایستگاه رادیویی رفتم آنجا اولین بار واژه ترنسکشوال را شنیدم و آنجا بود که دریافتم من تنها فردی در دنیا نیستم که اینگونه ام ..تا آن زمان احساس میکردم تنها موجودی هستم که بدین شکل در سیاره زمین یافت میشود!"
بغضی افراد فورا قبول خواهند کرد که یک ترنسکشوال یا ترنسجندر هستند و با سرعت از چهار مرحله بعدی عبور خواهند کرد ...آنها با سرعت کمتر یا بیشتر و با یک آسایش خاطر زیاد ترنسکشوال و یا ترنسجندر بودن خود را خواهند پذیرفت حال آنکه در بعضی دیگر سالهای زیادی باید بگذرد تا با احساس خود کنار بیایند.
-------------------------------------
مرحله پنجم
سردرگمی در هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندریسم
------------------
اکثر افرادی که روزی خود را به عنوان ترنسکشوال یا ترنسجندر خواهند یافت آن واقعه را از مهمترین وقایع زندگی خود میدانند...این افراد ممکن است فورا شروع به پذیرفتن این گزینه یعنی ترنسکشوال بودن یا ترنسجندر بودن برای خود نکنند..آنها ممکن است این نظر را به عنوان یک معیار گرانبها حفظ کنند ...معیاری که از زمانی به زمان دیگر از آن دور شوند و به طرفش برگردند تا وقتی که آماده شروع برای رسیدگی به ارتباط این امر با زندگیشان فراهم شود...با گذشت زمان ایده ترنسکشوالیسم یا ترنسجندریسم اهمیت بیشتری پیدا میکند و آنها شروع به تعجب میکنند که آیایک ترنسکشوال یا ترنسجندر هستند؟! بنابراین وارد یک مرحله سردرگمی در هویت میشوند...
به منظور کمک به این سردرگمی که ایجاد شده و سوالاتی که زاییده این سردرگمی است افراد در پی جستجوی بیشتر اطلاعات در این باره خواهند بود که واقعا ترنسکشوالیسم و ترنسجندریسم چیست ...بنابراین در صدد برخواهند آمد تا تحقیات درونی و بیرونی عمیقی را درباره کشفیات اولیه خود داشته باشند...اکثر مردم به سمت اینترنت خواهند رفت تا اطلاعات بیشتر و منابع بیشتری را پیدا کنند...به سراغ چت رومها خواهند رفت...جستجوی عکسها و مطالب پزشکی را خواهند داشت ...وقتی اطلاعات آنها انباشته و تکمیل شد آنها بیشتر به طور جدی قبول خواهند کرد که ممکن است یک ترنسکشوال باشند....فراهم بودن این شرایط آنها را به سمت مرحله بعدی سوق خواهد داد.

*****

مرحله ششم
مقایسه های هویتی درباره ترنسکشوالیسم یا ترنسجندریسم
-------------------
زمانی که افراد شروع کرده اند برای پذیرفتن این امر که ممکن است ترنسکشوال یا ترنسجندر باشند مرحله بعد این است که تلاش کنند به یک نتیجه مشخص تری برسند...در این مرحله تمرکز بر روی مقایسه فرد بین موقعیت خود و افراد ترنسکشوال یا ترنسجندر دیگر و یا مقایسه بین موقعیت خود و افراد همجنس و یا جنسی که تمایل به داشتن آن هستند است... هدف از این مقایسه ها این است که فرد دریابد کدام مقایسه شباهت بیشتری را برایش فراهم میکند ....در خلال این مرحله افرادی که روزی به عنوان یک ترنسکشوال اف تو ام (یا زن به مرد) یا یک ترنسجندر شناخته شده اند بیشتر درخواهند یافت که مشترکات زیادی با مردان معمولی و ترنسکشوالهای اف تو ام دارند تا با زنان...در همین حال کسانی که به این مرحله میرسند تلاشهای خود را برای شناخت و انطباق خود با زنان رها میکنند بنابراین شروع به شناخت و ساخت هویت خود به عنوان یک زن مردنما میکنند و گاهی حتا به عنوان یک همجنسگرای مردمآب......وقتی آنها چنین مقایساتی را انجام میدهند تمام تمرکز خود را بر روی راههایی میکنند که متفاوت است با افرادی که زمانی افراد مرجع آنها به حساب می آمدند...بیشتر و بیشتر درمیابند که دغدغه های زنان آیینه نیازهای آنها نیست در صورتی که دلمشغولیهای مردان نیازهای آنان است...وقتی آنان نتایج این مقایسات را میسنجند بیشتر و بیشتر در میابند که با خصوصات آنها و خواسته هایشان تناسب زیادی دارد..زمانی که آنها شروع به شناخت خود به عنوان یک ترنسکشوال یا ترنسجندر احتمالی میکنند همزمان شروع به رها کردن هویت زنانه خود میکنند....این فرآیند به نقل از ترنسکشوالی 34 ساله بدین شرح است:
"من خودم را محکم به اجتماع لزبین ها چسباندم...بنابراین مجبور بودم بر روی جنبه های مشخصی از خودم پافشاری کنم...من فکر میکردم که مرد هستم اما به این دلیل که تنها مکانی که برای خود میدیدم انجمن همجنسگراها بود مجبور بودم و خود را غیرصادق میدیدم چرا که مجبور بودم وانمود کنم یک زن هستم درصورتی که نبودم...و گاهی اوقات با این مساله روبرو میشدم که به من گفته میشد تو متفاوتی ..تو یک لزبین مردنما نیستی تو به نظر نمیاد یک لزبین باشی "
ترنسکشوالهای ام تو اف(مرد به زن) نیز بسیار شبیه به فرآیند گفته شده در این مرحله هستند.....گرچه در آنها بعضی تفاوتهای قابل ذکر است....کسانی که به سمت شناخت خود به عنوان ترسکشوال یا ترنسجندر می آیند برای مقایسه هویتی خود از دو راه کاملا متفاوت وارد میشوند...در یک راه خیلی از ترنسهای ام تو اف شبیه ترنسهای اف تو ام هستند ...زمانی که به این مرحله میرسند مدتی را به عنوان مردانی زن نما زندگی میکنند....به مقدار زیاد از هویت مردانگی خود دور میشوند و خیلی واضح و آشکارا به صورت مردی زن نما اعلام وجود میکنند..وقتی آنها خود را با زنان معمولی و یا ترنسشکوال های ام تو اف مقایسه میکنند شباهت تجانس بیشتری احساس میکنند تا با مردان معمولی.....دسته ای دیگر از مردهایی که به این مرحله میرسند وضعیتی دیگر دارند...یک اقلیت قابل ملاحظه ای از مردها به این مرحله بعد از سالها بدون نشان در اجتماع زندگی کردن وارد میشوند..این گروه شخصیت زنانه خود را در خفا اما به صورت کامل با نام زنانه پوشش زنانه آرایش مدل موی زنانه و زیورآلات به نمایش میگذارند و ممکن است در شرایطی وارد اجتماع نیز بشوند....این مردانی که در خفا مبادرت به مبدل پوشی میکنند هویت ترنسجندری را برای خود بر میگزینند ....بنابراین مقایسه هویتی آنها بین تجربیات خود و زنان عادی و ترنسهای ام تو اف یا ترنسجندرها خواهد بود ....برخی ممکن است احساس رضایت کنند از هویت ترنسجندری خود....اما باقی ممکن است احساس کنند که برایشان کافی نیست و به سمت مرحله بعدی از اکتشافات خود پیش بروند
------------------------------------------------
مرحله هفتم
تحمل هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندری
--------------------
برای برخی از مردم مرحله مقایسه هویتی و تحمل هویت بسیار کوتاه و نزدیک به هم است..برای آنها باور امکان ترنسکشوال یا ترنسجندر بودن به حدی قوی است که قادر خواهند بود به سرعت به سمت تحمل و یا حتا قبول هویت پیش بروند...برای اکثر افراد اما این دریافت چنین هویتی مستلزم طی شدن مسیری تدریجیست...پس از یادگیری ترنسکشوالیسم یا ترنسجندریسم و رد شدن از مرحله سردرگمی و مقایسه هویتی اکثر افراد به این نتیجه میرسند که هویتی ترسکشوالی یا ترنسجندری بهترین تعریفیست که میتواند گویای حال آنها باشد...این مابین مرحله "من واقعا ترنسکشوال هستم" و یا "من واقعا ترنسجندر هستم" است...در خلال این مرحله و مرحله بعد افراد بیشتر از هویتی که با آن به دنیا آمده اند دور خواهند شد... و در چنین مرحله ای آنها بیشتر قادر خواهند بود که به دیگران و به خود بگویند که در معرض یک تغییر در هویت فردی و جنسی خود قرار دارند....در این مرحله است که هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندری شروع به برجسته شدن میکند...یک ترنسجندر 49 ساله از این فرآیند چنین میگوید:
" من احساس میکردم به اندازه کافی مرموز و خارق العاده هستم...به نظر بیرحمانه میاد...اما باید اعتراف کنیم که یک چیزی این وسط عجیب و غریب هست..میدونی؟ همه این مردها با ریش رژ لب استفاده میکنند و موهای بلند دارند... من غصه و آسیبهای زیادی رو شاهد بودم و احساس میکردم  همه عمرم رو همینطور باید عجیب و غریب بمونم ...آنها مردم خوبی هستن اما آیا این باید وضع زندگی من تا همیشه باشه؟ آیا من دوستانم رو از دست خواهم داد و تمام عمرم رو باید همینطور عجیب بمونم؟اینها تنها موضوعات ابتدایی بودن .... من تلاش کردم این افراد رو بشناسم و اونها رو انسانهایی واقعی دیدم و میدونستم که نمیخوام به این راه برم و این برای من چشم اندازی بسیار اسفناک بود...چون میدیدم چقدر آسیب دیده هستن..من ابتدا تمام نکات منفی این مساله رو دیدم و بعد بیشتر ذهنم رو کنترل کردم و در خانه نشستم و دوباره بعد از مدتی شروع به تعادل احساساتم کردم"
------------------------------------------------------
مرحله هشتم
تاخیر قبل از پذیرفتن هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندری
----------------------
خیلی از افرادی که در راه قبول خود به عنوان ترنسکشوال یا ترنسجندر هستند وارد دوره ای تاخیر میشوند تا بتوانند اطلاعات کافی درباره خود و ترنسکشوالیسم و ترنسجندریسم دریافت کنند تا مطمئن شوند که آنها جز این گروه هستند و راه حل مناسبی را پیدا کرده اند ...در مدت این مرحله تاخیر افراد درگیر تکنیکها و تستهایی خواهند شد که ببینند آیا میتوانند هویتی را بپذیرند که میخواهند به آن وارد بشوند....افراد برای هویتی که آنها را به سمت آسایش رهنمون میکند تحقیق میکنند..در این مرحله آنها نیاز به کسی خواهند داشت که کاملا با خودشان متفاوت باشد و به مانند یک متخصص بی تعصب مشاهده و عمل کند ...کسی که ببیند احساسات آنها به اندازه کافی معتبر است یا نه....آنها همینطور کسانی را نیاز خواهند داشت که شباهت زیادی با خودشان داشته باشد ..کسانی که آیینه تمام نمای فرد باشد و به او بگوید :بله تو از ما هستی! .... احساسات صمیمانه و یا ارتباطات جنسی یکی از اصلی ترین عرصه های چنین تستهایی هستند...تجربه این احساس صمیمانه و عاشقانه و یا شریک جنسی فرد قادر خواهند بود که اعتبار و تاییدی بر هویت جدید او باشند و همینطور راهی برای مردود کردن هویت قبلی فرد...بدین ترتیب افراد قادر خواهند بود که به طور کامل هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندری را برای خود اتخاذ کنند.... ترنسهایی با بدن زنانه که در حال انجام چنین تستهایی برای خود هستند اغلب اوقات گواهی های باارزشی از آغاز هویت ترنسکشوالی و ترنسجندری خود را خواهند یافت زمانی که شریک عشقی و جنسی آنها تاریخچه ای از جذب شدنهایشان به طرف یک مرد را دارند.... در مقایسه ترنسهایی که بدنی مردانه دارند نیز ممکن است چنین اکتشافاتی را دنبال کنند اما معمولا کمتر قادر خواهند بود تا گواهی های مورد نظر خود را در ارتباط های عاشقانه و جنسی با مردان دیگر و یا حتا زنان دیگر بیابند و مجبورند به ارتباطات زودگذر و یا سطحی اکتفا کنند ...ارتباطاتی نظیر لاس زدن و ارتباطات جنسی تصادفی برای گرفتن تاییدیه...زمانی که افراد صمیمی و خودمانی نتوانند چنین گواهی برای آنها فراهم کنند ترنسها ممکن است بیشتر در مرحله تاخیر در پذیرش هویت درنگ داشته باشند...شاید به صورت دائمی برچسبهای تشریحی دیگری را برای خود برگزینند مانند "عجیب و غریب" یا "خل و چل و غیرعادی" ....و به طور عکس زمانی که یک ارتباط پیش بینی شده به خوبی پیش نمیرود و کار نمیکند افراد ممکن است آن را دلیلی بر شکست و درماندگی در هویت اولیه خود بدانند و از هویت اصلی و اولیه خود بیشتر رویگردان شوند....آنها ممکن است ناتوانی خود را در برقراری یک رابطه احساس کرده ..تاییدیه ای را که میخواهند دریافت نکنند در نتیجه روابط خود را به دور انداخته و مصمم تر شوند تا به سمت هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندری خود حرکت کنند....یک ترنسکشوال 31 ساله چنین میگوید:
" بودن با زنان بازخوردی برای من به همراه داشت...عشقی که من دریافت کردم در نتیجه ارتباط جنسی با یک زن بود و برای من یک ارتباط جنسی پرکشمکش بود به این دلیل که من احساس جنسی متفاوتی داشتم...احساس عشقی که در وجود من بود احساس عشقی یک زن نسبت به زن نبود...من احساس میکردم یک مرد هستم ...این یک محرک کاملا متفاوت بود و همینطور به این بستگی داشت که شما با یک لزبین ارتباط عشقی برقرار میکنید یا با یک زن هتروسکشوال(زنی که تمایل به مردها دارد) ...اکثر کسانی که عاشق من بودند هتروسکشوال بودند .... و توضیح این تفاوتهای احساسی برای من مشکل است چرا که محرک من کاملا بسته به درجه احساس من دارد چرا که دستاوردهای متفاوتی از ارتباط یک زن با مردش در مقابل ارتباط یک زن با زن دیگر وجود دارد...و تفاوت قدرت این دو کاملا با هم متفاوت است! "
افراد در این مرحله همچنین به سمت ترنسکشوالها و ترنسجندرهای دیگر برای گرفتن تاییدیه گرایش دارند.. و آن عده که شانس این را دارند که در گروههای حمایت کننده در اینترنت یا اجتماع با ترنسکشوالها و ترنسجندرهای دیگر ارتباط برقرار کنند میتوانند از این بابت به خودشان کمک کنند تا احساسات و تجربیاتشان را با دیگر افراد مقایسه کنند...وقتی در آیینه دیگران تصویری از خود را دیدند میتوانند نتایج بهتری را درباره هویت خود بگیرند...با توجه به دسترسی وسیع به بیوگرافی ها ویدئو های تصویری فایلهای صوتی و غیره قادر خواهند بود تصمیم بگیرند که آیا واقعا ترنسکشوال یا ترنسجندر هستند یا نه....به عنوان مثال یک ترنس 45 ساله چنین میگوید:
"من دوازده ساله بودم هنگامی که یک داستان را درباره یک ترنسکشوال دیدم و در این باره داستانی خواندم ...عکسها را دیدم و متوجه شدم که آن زن و من تشابهات زیادی با هم داریم و دیدم میتوانم کارهای زیادی برای خود انجام دهم چزا که دیگرانی مانند من نیز هستند و منابعی وجود دارند که میتوانم در سنین مختلف آنها را دنبال کنم...هجده یا نوزده ساله بودم زمانی که شروع به بررسی این موضوع کردم که من چه کارهایی را میتوانم برای خود انجام دهم و برای خود مقداری کتاب خریدم و خواندم و کارهایی از این قبیل و باعث شد من درک بیشتری از مشکلم داشته باشم...تصویر هایی که دیدم از نزدیک بودند و بسیار وحشتناک ....با خود گفتم این هم یک انتخاب ترسناک است ! آیا من باید انقدر عجیب و غریب بمانم یا برای خود کاری انجام دهم!؟ "
مرحله تاخیر کاربرد دیگری برای خیلی از ترنسهای ام تو اف(مرد به زن) دارد ...خیلی از مردهایی که مبدل پوشی دارند به این سوال میرسند که آیا ترنسکشوال هستند و همینطور به سمت مراحل سردرگمی هویتی مقایسه هویتی و تحمل هویت پیش میروند...در هر کدام از این مراحل بعضی مردها در دریایی از احساس شرم و ترس نسبت به اجتماع و احساسات روانی خود مستغرق میشوند...به طور مقطعی این احساسات در بخشهایی از انزواهای اساسی و بنیادی ابراز خواهند شد..در طول این مدت انزوا استفاده از پوشش زنانه از زندگیشان بیرون خواهد رفت...بسیاری از مردانی که مبدل پوش هستند و پا به مرحله قبول ترنسکشوالی نمیگذارند بیشتر از این الگو پیروی میکنند تا از الگوی افراد ترنسکشوال....و این غیر معمول نیست که فردی در طول زندگی خود برای مدتی این الگوی پاکسازی از پوشش زنانه را اجرا کرده و دوباره به سمت مبدل پوشی بازگردد !
----------------------------------------------------
مرحله نهم
قبول هویت ترنسکشوالی یا ترنسجندری
------------------------
قبول کامل یک نفر به عنوان ترنسکشوال یا ترنسجندر نشانه یک شروع دیگر است.....زمانی افراد به این مرحله  دست میابند که اطلاعات کافی را جمع آوری کرده باشند و روی اضطراب خود بسیار کار کرده باشند تا حدی که به دیگران و خودشان بگویند :"بله من یک ترنسکشوال هستم" یا " من یک ترنسجندر هستم".....برای بعضی افراد این مرحله بسیار سریع می آید یعنی تقریبا زمانی که ترنسکشوالیسم و ترنسجندریسم را در میابند...برای باقی افراد راه برای رسیدن به این مرحله میتواند خیلی سختتر و طولانی تر باشد....برای همه معنای قبول این هویت عظیم است ! ....برای بعضی افراد چیزی نیست جز باوری شگرف در آخرین سطوح از دانایی به اینکه او کیست و چه کارهایی احتیاج دارد در این باره انجام دهد....برای اکثر مردم اما قبول چنین هویتی واقعه ای بسیار پیچیده و مبارک است....عموما زمانی که افراد به این مرحله میرسند زندگانی پیچیده ای دارند شامل التزامات متعددی که برای یک هویت جدید متصور شده اند ....منظره تشکیل دوباره خانواده شان شغل ..عشق ..دوستی و ارتباطات معمولی....تمام کسانی که به این مرحله میرسند مواجه میشوند با این وظیفه که آیا این فرآیند دگرگونی را خود باید انجام دهند و اگر بله
/ 8 نظر / 32 بازدید
علی

حالا مثلا خواستی بگی خیلی سلطنتی هستی . دانشگاه فرح!!!!!!!1گور بابای فرح!

مینا

عالیه اطلاعاتتون کاش عکس مراحل عمل و اینکه اطرافیان چه کاری میتونن برای TS ها انجام بدن هم بزارین .

saba

salam.say mikonam in haghighat nabashe ama hast,sakht tarin az nemishe ke dokhtar bashi ama darunet ye pesar bashe,kash bemiram

رضا

سلام.وبلاگ خیلی خوبی دارید واقعا از مطالب خوبتون کمال تشکر رو دارم .من دارم برای مقالم اطلاعات جمع می کنم.مرسی

دانیال

ممنون از اینکه اطلاع رسانی میکنید ... ترنس بودن یعنی جهنم ابدی ! حتی اگه جراحی کنمو مرد شم بازم ناقصم ! کی میاد 1 مرد کوتوله ی نازا رو بگیره ؟؟؟ زندگیم حروم شد !!!! هرروز آرزوی مرگ میکنم

بهار

سلام ممنون من خودم رو باور دارم فقط عمل جراحی مونده اما هیچکس خبر نداره. [وحشتناک] این خیلی بده که تو مقالتون از کلمه ی رسوایی استفاده کردید. خلاصه مرصی

فرزاد

سلام ممنون از مطالبتون راستش ی راهنمایی میخواستم....من الان 18 سالمه از 8-9 سالگی این فکر تو سرم اومد ک من ی دختر نیستم اما واقعا نمیتونم مطمئن باشم ک ی ترنسم یا این فکرا ی علایق و رفتارا از مشکلای دیگه اس ممنون میشم اگه لطف کنید راهنماییم کنید ک چطور میتونم مطمئن شم آخه متاسفانه برام مقدور نیست ب ی روانشناس آگاه از این قضیه مراجعع کنم....امسال ک کنکور دارم خیلی درگیر این مطلب شدم...[نگران][ناراحت]

سلام مهدی هستم شدیدا به یه ترنس با ظاهر زن احتیاج دترم برا مشاوره و دوستی اینم شماره امه 09138189783 لطفا تمس اول پیام باشه